سیرسه/سِرسی(Circe)

در خانهی هلیوس، خدای خورشید و قدرتمندترین تایتانها، دختری بهدنیا میآید. اما سرسی کودکی عجیب است، نه به قدرتمندی پدرش است نه جذابیت زیاد مادرش را دارد. او برای یافتن همراه به دنیای انسانها روی میآورد و درمییابد که قدرتی دارد؛ قدرت جادوگری که میتواند رقبایش را به هیولا تبدیل کند و حتی خدایان […]
چون نتوانستم برای مرگ توقف کنم(Because I could not stop for death)

شعر کلاسیک «چون نتوانستم برای مرگ توقف کنم» اثر امیلی دیکنسون. شاعر: Emily Dickinson تاریخ انتشار: December 29, 2011 تعداد صفحات: 5 صفحه
اوزوماکی(Uzumaki)

مارپیچها…این شهر آلوده به مارپیچهاست… کورووزو-چو، شهری کوچک و مهآلود در ساحل ژاپن، نفرین شده است. به گفته شوییچی سایتو، دوستپسر منزوی نوجوان کیریه گوشیما، شهرشان نه توسط یک شخص یا موجود، بلکه توسط الگویی تسخیر شده است؛ اوزوماکی، مارپیچ، شکل مخفی هیپنوتیزم کننده جهان. نویسنده: Junji Ito تاریخ انتشار: January 1, 1998 […]
افسانهها(Fables)

وقتی موجودی وحشی که تنها به نام دشمن شناخته میشود، سرزمینهای افسانهای و قصهها را فتح کرد، تمام ساکنان بدنام فولکلور مجبور به تبعید شدند. این شخصیتهای جادویی که در میان شهروندان عادی نیویورک امروزی پنهان شدهاند، جامعهای صلحآمیز و مخفی در یک ساختمان آپارتمانی لوکس به نام فِیبل تاون ایجاد کردهاند. اما وقتی […]
دختر هزارچهره(The girl with a thousand faces)

وقتی مرسی چان بدون خانواده، پول، و خاطرهای توی سواحل هنگ کنگ پیدا میشه، تنها پناهگاهی که پیدا میکنه، شهر بدنام، پر از ارواح و دیوارکشی شدهی کوولون هست. از اون موقع، زندگیش رو از نو ساخته، برای اراذل و اوباش محلی به عنوان سخنگوی ارواح کار میکنه و با ارواح خشمگینی که این […]
نغمهی اژدهای زرد(Song of the Yellow Dragon)

رازی هست که همهی بچهها اونو میدونن؛ جادو واقعیه. ولی وقتی بچهها سیزده ساله شدن، یادشون رفت که جادو هرچیزی هست جز افسانه و خیال. منگیائو میخواست یادش بمونه. اون که توی روستایی در درهای دور افتاده بهدنیا اومده بود، میخواست جادو رو سفت و سخت یاد بگیره و به یک شفادهنده الهی تبدیل […]